خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گل که گفت درین باغ شاد و خندان باشبه حال خویش چو تاک بریده گریان باش
۲
درین چمن که زند برق فتنه تیغ به ابرتمام سر شو و چون غنچه در گریبان باش
۳
نکرد فایده ای از تلاش ساحل، موجمقیم حلقه ی گرداب همچو طوفان باش
۴
به سیر کوچه و بازار شهر فیضی نیستچو گردباد، سراسر رو بیابان باش
صفحهٔ ۱ از ۲