خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند باشد ز گلشن افلاکهمچو آتش نصیب ما خاشاک
۲
می کنم در غبار خاطر خودآرزوهای کشته را در خاک
۳
چون خورد نان خلق، دندان رامی کنم چوبکاری از مسواک
۴
چیست دانی جوانی و پیری؟اول بنگ و آخر تریاک
صفحهٔ ۱ از ۲