خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو آتش داردم ایام در زندان سنگمی توان گفتن ز جان سختی تنم را کان سنگ
۲
چون لب جو سخت گیرد کار هرکس را جهاناز برای آب خوردن بایدش دندان سنگ
۳
از نصیحت چند اصلاح دل سختش کنمهمچو موج آب باشم تا به کی سوهان سنگ
۴
یاد قزوین در دلم بگذشت و از هندوستانشیشه ام میدان کشید و جست تا میدان سنگ
صفحهٔ ۱ از ۲