خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دل، آشفتگی از زلف خوبان بیشتر دارمپریشانی چو دود مجمر از صد رهگذر دارم
۲
ببین عمر سبکرو را، مپرس ای همنشین حالمکه حسرت بر بقای شبنم و عمر شرر دارم
۳
فریب غمزه ای سر در پی من آنچنان داردکه نتوانم چو داغ از دل زمانی چشم بردارم
۴
ز طفلی تا به حال، ایام آدم خواندم، آریپس از مرگ پدر پیدا شدم، نام پدر دارم
صفحهٔ ۱ از ۲