خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما راه فغان بر دل ناشاد گرفتیمچون سرمه، سر راه به فریاد گرفتیم
۲
ما جوهر خود از نظر خلق نهفتنتعلیم ز آیینه ی فولاد گرفتیم
۳
ز آشفتگی طره ی مقصود خبر دادهر فال که از شانه ی شمشاد گرفتیم
۴
خواهیم به سرچشمه ی مقصود رسیدناز خضر سراغی که نمی داد، گرفتیم
صفحهٔ ۱ از ۲