شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو بلبل باعث شوریده‌گفتاری نمی‌دانمچو گل تقریب این آشفته‌دستاری نمی‌دانم
۲
مکن عیبم اگر بر حال خود هرگز نپردازمکه من میخواره‌ام، آیین غمخواری نمی‌دانم
۳
مرا شور جنون از راحت تجرید غافل کردچو فیل مست، قدر این سبکباری نمی‌دانم
۴
گرفتم عالم از من شد، مرا عقل معاشی کوجهانگیری چه حاصل چون جهانداری نمی‌دانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth