شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از زمین آزرده‌ام، وز آسمان رنجیده‌امدوستان! رنجیده‌ام؛ زین دشمنان، رنجیده‌ام
۲
همچو بادامم اگر بر چشم صد سوزن زنندچشم نگشایم ز هم، بس کز جهان رنجیده‌ام
۳
شد درای محملم ناقوس بر عزم فرنگکز عراق آزرده وز هندوستان رنجیده‌ام
۴
هرچه بادا باد، تنها می روم این راه رانکهت پیراهنم، از کاروان رنجیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth