خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جامم بادهٔ ناب است و خون دل هوس دارمنمیخواهم گل از کس، تا به داغی دسترس دارم
۲
درای محمل نازم، به حسن صوت مشهورمز شوق نالهای، صد کاروان از پیش و پس دارم
۳
گلستان ترا ای باغبان غارت نخواهم کردبه یک گل میشوم راضی، که مرغی در قفس دارم
۴
شب وصل است و بیم غمزهاش آشفتهام داردکه بزم میگساری بر سر راه عسس دارم
صفحهٔ ۱ از ۲