شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقم، از ناله نتوانم زمانی تن زنمگر کنند از ناله منعم، بر در شیون زنم
۲
در ره این دوستان، صد خار در پایم شکستنیست در دستم گلی تا بر سر دشمن زنم
۳
داغ دست خود نمایم، داغ سازم لاله راآستینی بشکنم، بر آتشی دامن زنم
۴
تا بداند باغبان کز باغ او چون رفته امپنجه ی خونین خود را بر در گلشن زنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth