خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون گره جا در خم آن زلف دلکش کردهایمپای خود پیچیده در دامن، فروکش کردهایم
۲
میکند از دلگشایی گریهٔ ما کار میما به آتش آب را چون شیشه روکش کردهایم
۳
کار ارباب صفا برعکس چون آیینه استخانه را از سادهکاری ما منقش کردهایم
۴
نان یاران را که بوی قرص افعی میدهدزهر قاتل باد اگر هرگز نمک چش کردهایم
صفحهٔ ۱ از ۲