خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل خود ز شوق زیان میفروشمندارم متاعی، دکان میفروشم
۲
نه همچون چمن گلفروش بهارمچراغم که گل در خزان میفروشم
۳
چنان پیش من رنگ کاهی عزیز استکه گویی مگر زعفران میفروشم
۴
مرا هرکسی کی تواند خریدنسری دارم، اما گران میفروشم
صفحهٔ ۱ از ۲