شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ورطهٔ کشاکشِ دوران فتاده‌ایماین بحر را چو موج، کمان کباده‌ایم
۲
در جوش این میحط کسی را چه اختیارچون موج، ما عنان خود از دست داده‌ایم
۳
رفتند دوستان چو گل و لاله زین چمنچون سرو از برای چه ما ایستاده‌ایم
۴
در راستی چو شمع نداریم پشت و رویبا اهل روزگار چو دست گشاده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth