خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساغری کو تا به دل از عیش اسبابی دهمپنجه ی غم را به زور می مگر تابی دهم
۲
کشتی سرگشته ام چون بشکند، در هر طرفتخته ی تعلیم ازان بر دست گردابی دهم
۳
گر دلت از کشتن صیدی چو من خوش می شودهر سر مو را کنم تیغی، به قصابی دهم
۴
ساده لوحی بین که در این خشکسال آبروچشم را خواهم ز روی دوستان آبی دهم
صفحهٔ ۱ از ۲