خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تقدیر خدا را چه علاج است، گداییمدر رزق سگ و گربه شریکیم، هماییم
۲
فریاد که از ساده دلی صاحب خرمنبرقیم [و] گمان برده که ما کاهرباییم
۳
با ما نشود سینه ی این کینه دلان صافچون آینه هرچند که از اهل صفاییم
۴
با مردم عالم نتوانیم به سر بردره بر سر خار و خس و ما آبله پاییم
صفحهٔ ۱ از ۲