شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوبهار است، چو گل فکر قدح نوشی کنخون غم ریخته در جام فراموشی کن
۲
در صف خرقه بدوشان نتوان بود چو گلخرقه دور افکن و با آینه همدوشی کن
۳
چون صبا چند بغل گیری سرو و شمشاد؟همچو آتش به خس و خار هم آغوشی کن
۴
هرچه بینی، ز بد و نیک جهان آینه وارگر فراموش کنی، شکر فراموشی کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth