خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دهد به ذره چو خورشید آب و تاب، سخنمباد آن که کسی را کند خراب، سخن
۲
طلسم غم که شکستی؟ اگر ز حلقهٔ گوشنمیگذاشت سر پای در رکاب سخن
۳
مرا دماغ حدیث بهشت و دوزخ نیستگه از شراب کنم، گاهی از کباب سخن
۴
سر بریده نگوید سخن، چه عقل است اینز راز چرخ مپرسید از آفتاب سخن
صفحهٔ ۱ از ۲