شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مطرب از دستت گر آید، ناخنی بر چنگ زنمن بر آتش می زنم خود را، تو بر آهنگ زن
۲
نسبتی با مشرب پروانه گر داری بس استگر نباشد آتشی، بر آب آتش رنگ زن
۳
بلبلان با هم نمی دانند غیر از دوستیگل تمام عمر گو ناخن برای جنگ زن
۴
شکوه ی احباب را پوشیده نتوان داشتنگر به دستت شیشه گردد راستی، بر سنگ زن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth