شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرم از داغ سودا، باغ زاغاندلم درهم چو کار بی دماغان
۲
خورم می از سفالین ساغر خودبه طاق ابروی زرین ایاغان
۳
مپرس از ما که گمنامان عشقیمچه می جویی سراغ بی سراغان
۴
به وقت انتقام، از مهربانیکنم با گل، سر دشمن چراغان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth