شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فصل گل شد، نالهٔ عیشی ز بلبل قرض کنگر نداری زر برای باده، از گل قرض کن
۲
بی‌پریشانی نگردد جمع اسباب نشاطبهر دل سرمایه‌ای زان زلف و کاکل قرض کن
۳
حسن هرگز طرفی از پهلوی اهلیت نبستمایهٔ تمکین خوبی از تغافل قرض کن
۴
بی‌نوایی می‌کشد بلبل ز تاراج خزاناز چراغ محفل ای پروانه یک گل قرض کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth