خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دشمن خود گر نهای، ما را به خود دشمن مکندر بغل چون شیشه داری، سنگ در دامن مکن
۲
بر شکست گوهرم دستی نداری ای حسودبهر سودن، آب چون گرداب در هاون مکن
۳
شرم بادت از ید بیضای بیرونق کلیماین هنر را پیش داغ دست ما روشن مکن
۴
بر سر میدان دعوی میرسم ای مدعیبهر جستن رخنه همچون تیر در جوشن مکن
صفحهٔ ۱ از ۲