خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی بر چهره خطت سایهٔ جانلبت را خنده موج آب حیوان
۲
ز شوق تیغت آهوی حرم رابیاض دیده، صبح عید قربان
۳
پریشانی ز بس شد در دلم جمعنمی بیند کسی خواب پریشان
۴
برای داغ دل دارم طبیبیکه مرهمدان او باشد نمکدان
صفحهٔ ۱ از ۲