شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
انجمن شد ز یار آبادانهست باغ از بهار آبادان
۲
شهر از جلوه اش خراب، ولیکوچه ی انتظار آبادان
۳
کرد سیرم ز نعمت دیدارخانه ی روزگار آبادان
۴
از نسیمم زیان رسد، که شده ستخانه ام از غبار آبادان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth