خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون توان با غیر دل را خالی از کین ساختنهرگز از بلبل نمی آید به گلچین ساختن
۲
سهل باشد حسن هرجا دعوی اعجاز کردسرمه را در چشم خوبان خواب سنگین ساختن
۳
من نمی دانستم ای مهمان تو آتش بوده ایکاسه را هم ورنه می بایست چوبین ساختن
۴
صحبت تلخ تو چون دربان آن باشد، چه سودهمچو زنبور از عمارت های شیرین ساختن
صفحهٔ ۱ از ۲