شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به مردم عرض جمعیت کن از ایشان دگر بستانمقامرخانه است آفاق، زر بنما و زر بستان
۲
کسی چون مرغ بسمل چند برآهنگ غم رقصد؟بیا مطرب زمانی دف ز دست نوحه‌گر بستان
۳
به شیرین می‌کند عرض لباس عاریت خسروتو هم ای کوهکن از بیستون تیغ دگر بستان
۴
به این مضمون نویسد نامه دایم پیر کنعانیبه یوسف، کز زلیخا دادم ای چشم پدر بستان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth