شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آینه در دست گیر و یاد حیرانی بکنطره ی خود را ببین، فکر پریشانی بکن
۲
ما ز حال خویش چشم از دشمنی پوشیده ایمگر تو سر را دوست داری، فکر سامانی بکن
۳
این زمان خود راحتی داری، ز عریانی منالچون شوی گلچین باغی، فکر دامانی بکن
۴
چون غزال وحشی از معموره مجنون می رمدگر تو هم دیوانه ای، سیر بیابانی بکن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth