شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عجب مدار ز زاهد شراب ما خوردنکه نیست ننگ گدا، روزی گدا خوردن
۲
چو هست باده، غم نان مخور که مستان راچو گل زیان نهد آب ناشتا خوردن
۳
چنان قناعت فقر است سازگار مراکه چون حباب شوم فربه از هوا خوردن!
۴
به راه شوق مرا نیست توشه ای همراهبود چو شعله مدارم به خار پا خوردن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth