خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی ز کار من گره توبه باز کندست مرا به گردن مینا دراز کن
۲
صوفی ترا چه کار به جام شراب نابکاری که کرده ای همه ی عمر، باز کن
۳
شد صرف باده سیم و زر ما همه بیامطرب ز لطف دست تو بر سیم ساز کن
۴
آن روی از کجا و تو ای آینه، بیاما دم نمی زنیم، تو خود امتیاز کن
صفحهٔ ۱ از ۲