شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی حدیث غمت چون می طرب شیرینزبان ز حرف تو در کام چون رطب شیرین
۲
مرا ز عشق تو وارستگی نصیب مبادکه نیست جان من بیمار را چو تب شیرین
۳
حدیث مهر و وفا زان نگار لیلی وشبود چو فارسی مردم عرب شیرین
۴
شراب با تو چه تلخی دهد که از لب توچه جای باده، که گردد پیاله لب شیرین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth