خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسیده ایم به بزم تو، مهربانی کنشکفته شو ز می، از چهره گلفشانی کن
۲
به حرف خضر مکن اعتبار در ره عشقسخن بپرس، ولی خود هر آنچه دانی کن
۳
به آب و رنگ چو گل منت بهار مکشچو شمع چهره ای از سوز دل خزانی کن
۴
غم زمانه ترا پیر کرد ای غافلبگیر ساغر و چون شاخ گل جوانی کن
صفحهٔ ۱ از ۲