خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در غمت ناله ز مرغ چمن آید بیرونگر لب غنچه گشایی، سخن آید بیرون
۲
طرفه حالی ست که دیگر نکند رو به قفاهرکه چون آب روان زین چمن آید بیرون
۳
کس ندانست که عنقا به کجا کرد سفرمرد باید که چنین از وطن آید بیرون
۴
از وجودم اثری بس که ضعیفی نگذاشتچون حبابم نفس از پیرهن آید بیرون
صفحهٔ ۱ از ۲