خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جرس، سوی سفر هر لحظه آوازم مکنبی پر و بالم، عبث تکلیف پروازم مکن
۲
چون گره، سررشته ی عمرم به دست بستگی ستدشمن من گر نه ای، از دوستی بازم مکن
۳
کرد رسوا این می مردآزما منصور راراز خود با من مگو ای عشق، غمازم مکن
۴
در قفای رهروان فریاد کردن شرط نیستد بیابان جنون ای خضر آوازم مکن
صفحهٔ ۱ از ۲