شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فغان که موی سفیدم نمود آیینهغبار غم به دل من فزود آیینه
۲
خوش آن زمان که ترحم رهی به دل ها داشتز شیشه بود، ز آهن نبود آیینه
۳
برای جوهرش ایام گر شکنجه نکردبرای چیست همه تن کبود آیینه
۴
حساب کار سکندر گرفتن آسان استچو دفتر نمدین را گشود آیینه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth