خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رو به آزار دل خصم دل آزار منهگر همه شعله شوی، پا به سر خار منه
۲
پرتو فیض کی از صحبت هرکس خیزدسینه چون آینه بر سبزه ی زنگار منه
۳
مردم از رشک تو، بیمار نه ای، ای خورشیدمگذر از کوچه ی او، پشت به دیوار منه
۴
موج گل در ره دیوانه بود دام جنونای دل از من بشنو، پای به گلزار منه
صفحهٔ ۱ از ۲