خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صد خطر دارد بیابان محبت، آه آهآب اگر خواهد کسی از خضر، گوید چاه چاه
۲
روزگار از نسبت پاکان کند اصلاح مادایه شوید روی طفلان را و گوید ماه ماه
۳
التفات دایمی مخصوص جمعی دیگر استگوشه ی چشمی به ما هم دارد، اما گاه گاه
۴
در طریق شوق، آسایش نمی یابد تنشجامه ی مرد مسافر گر نباشد راه راه
صفحهٔ ۱ از ۲