شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به چهره خنده به گل‌های باصفا زده‌ایبه نغمه طعنه به مرغانِ خوش‌نوا زده‌ای
۲
چو لاله چشم سیاه از خمار داری سرخپیاله تا به سحر، دوش در کجا زده‌ای
۳
کسی ندیده به اقبال، چون تو صیادیبه هر خدنگ که افکنده‌ای، هما زده‌ای
۴
به کوی عشق تو از خون گرفتگان دیگرکسی نمانده، کنون دست بر حنا زده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth