خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چمن ز لاله برافروخت شمع زیباییشکفت غنچه ی نظاره ی تماشایی
۲
فغان که ساقی ما در بغل دلی داردچو شیشه نازک و همچون پیاله هرجایی
۳
ز شرم قد تو در باغ، سرو از بر خویشچو سایه دور فکنده لباس رعنایی
۴
ز چشم تر، که درین باغ آستین برداشت؟که شد سفینه ی گل چون حباب، دریایی
صفحهٔ ۱ از ۲