شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کوی می‌فروشان، گردم ز بی‌نواییدر دست جام خالی، چون کاسهٔ گدایی
۲
در صبح از سفیدی چون شیر می نمایدمستان ز دختر رز، سازند مومیایی
۳
در کوی بی وفایان دانی سرشک من چیستچون پیش اهل کوفه، تسبیح کربلایی
۴
کو آن که در اشارت با من ترا هر انگشتپیچیده نامه ای بود از کاغذ حنایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth