شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود در گشت باغ آشناییگل دست من آن دست حنایی
۲
به هم چسبند مژگان چون پر تیردر آن چشمی که ترسید از جدایی
۳
پر پروانه چون بیند شکستیز موم شمع یابد مومیایی
۴
اثر با ناله ی اهل هوس نیستهوا گز می کند تیر هوایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth