شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر انگشت من از داغ جداییهمی نالد چو نی در دست نایی
۲
هر آهی کز دلم سوی فلک رفتز ره برگشت چون تیر هوایی
۳
دلم را سوی تیغش می کند عشقبه انگشت شهادت رهنمایی
۴
هراسان گردد از شهباز او کبکچنان کز بیم ترکان روستایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth