خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازیقفس کجاست که دارم به خاطر، اندازی
۲
به باغ می شنوم از درای غنچه صداز بس که گوش به زنگم به راه شهبازی
۳
سفال، دم ز نوا چون زند در آن مجلس؟که چون پیالهٔ چینی بود خوش آوازی
۴
نمانده بیتو به آهنگ، نالهٔ مستانکه خارج است، نباشد چو تاری از سازی
صفحهٔ ۱ از ۲