خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی درد بر کنار مریز آب دیده رادر کار دل کن آن می صاف چکیده را
۲
از فیض عشق همت والای ما بدوشبگرفته جامهٔ ز دو عالم بریده را
۳
در گلشنی که بلبل ما خامشی نو استباشد شبیه غنچه دهان دریده را
۴
زین آتشی که در جگر ماست از غمتبی آب کرده ایم عقیق مکیده را
صفحهٔ ۱ از ۲