خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برد یاد او دل غم پیشه راجوش می برداشت از جا شیشه را
۲
شمع سان گلهای داغت بر سرممی دواند تا کف پا ریشه را
۳
چشمش از هر جنبش مژگان شوخمی زند یکجا به دل صد تیشه را
۴
بیشتر از اقربا بینی شکستدشمنی چون سنگ نبود شیشه را
صفحهٔ ۱ از ۲