خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجابه یک لبخند از خود می رود دل چون حباب اینجا
۲
زداید غم به هیچ از سینه فیض دشت پیماییگره از دل گشاید ناخن موج سراب اینجا
۳
ز فیض درد عشقش بیشتر دل بهره برداردشکستن را نشاید غیر فرد انتخاب اینجا
۴
سحر موجی است کز دریای عشق افتاده بر ساحلگهر را مهرهٔ گل بشمرد هر قطره آب اینجا
صفحهٔ ۱ از ۲