خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش رادر گره دارم چو گوهر آبروی خویش را
۲
قسمتم لبریز صهبا می کند همچون سبوگر فشارم با دو دست خود گلوی خویش را
۳
نیست هرگز خالی از سودای عشق او سرمکی تهی از مغز می سازم کدوی خویش را
۴
پشت بر دیوار جنت می دهم جویا اگرجا دهم یک دم به دوش خود کدوی خویش را
صفحهٔ ۱ از ۱