خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجاباده خونابه صراحی دل تنگ است اینجا
۲
شیشهٔ دل ز نزاکت گرهی بر باد استآمد و رفت نفس صدمهٔ سنگ است اینجا
۳
چشم پرخون جگر جام می گلناریموج صهبا طپش بسمل رنگ است اینجا
۴
در پس پرده غم حسن کلامم مخفی استقفل گنجینهٔ لبها دل تنگ است اینجا
صفحهٔ ۱ از ۱