خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو گل تنها همین نبود صفا حسن تراصد ادا باشد نهان در هر ادا حسن ترا
۲
بارها سنجیده ام با عارض خورشید و ماهرتبهٔ دیگر بود نام خدا حسن ترا
۳
چون نباشد لایقت غیر تو دیگر هدیه ایداده ام آیینهٔ دل رونما حسن ترا
۴
همچو مه گر ظلمت شبها فروزان تر شودتیره بختی های ما داده جلا حسن ترا
صفحهٔ ۱ از ۱