شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عکس تو شد گرم طپش تا دل دریاگوهر شده تبخال لب ساحل دریا
۲
اشکم چو نهد قطره زنان روی سوی بحرپنهان شود از شرم گهر در گل دریا
۳
هر ذره ام آیینهٔ معشوق نمایی استدریا شود آن قطره که شد واصل دریا
۴
جویا نگه گرم که رو کرد سوی بحرکز موج پر و بال زند بسمل دریا
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth