خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عرش عزتم جا داده است اقبال خواریهانماند ضایع آخر فیض ضایع روزگاریها
۲
چو با تیغ تضرع رو به سویم کرد دانستمکه تابد پنجهٔ خورشید را نیروی زاریها
۳
به نام خویشتن گیری برات لامکان سیرینهی گر پای استغنا به دوش بردباریها
۴
من و در خاک و خون غلتیدن و بیطاقتی و غمتو و مژگان خونآلود و شغل دشنهکاریها
صفحهٔ ۱ از ۱