خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از ترک آرزو بفزاید کمال ماچون موج پرفشاندن دستی ست بال ما
۲
عاشق فریب نیست بت خردسال ماچون بار دل کشد صنم نونهال ما
۳
از خویش رفتگان ره جستجوی دوستپِی را رسانده اند به راهِ خیالِ ما
۴
از سر به توبه، گرمی شوق می ام نرفتنشکست این تب از عرق انفعال ما
صفحهٔ ۱ از ۲