شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب رامشکل است آری عنان داری دل بیتاب را
۲
چون حسب کامل عیار افتاد از گوهر مپرسکس نمی جوید نسب خورشید عالمتاب را
۳
مخزن دل را زبان خامشی باشد کلیدیافتم از بستن لب فیض فتح الباب را
۴
در شب هجرت چو چشمم گوهر افشانی کندمی کشد در گوش دریا حلقهٔ گرداب را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth